2 نمونه از مناظرات و تاثیرگذاری علمیت حضرت در اجتماع و سیاست

2 نمونه از مناظرات و تاثیرگذاری علمیت حضرت در اجتماع و سیاست

مى‏دانيم كه يكى از ابعاد بزرگ زندگى ائمه ما، بعد فرهنگى آن است. اين پيشوايان بزرگ هر كدام در عصر خود فعاليت فرهنگى داشته در مكتب خويش شاگردانى تربيت مى‏كردند و علوم و دانشهاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر مى‏كردند، اما شرائط اجتماعى و سياسى زمان آنان يكسان نبوده است، مثلاً در زمان امام باقر – عليه السلام – و امام صادق – عليه السلام – (به شرحى كه در سيره آنان نوشتيم) شرائط اجتماعى مساعد بود و به همين جهت ديديم كه تعداد شاگردان و راويان حضرت صادق – عليه السلام – بالغ بر چهار هزار نفر مى‏شد، ولى از دوره امام جواد تا امام عسكرى – عليهما السلام – به دليل فشارهاى سياسى و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعاليت آنان بسيار محدود بود و از اين نظر تعداد راويان و پرورش يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق – عليه السلام – كاهش بسيار چشمگيرى را نشان مى‏دهد. بنابر اين اگر مى‏خوانيم كه تعداد راويان و پرورش يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق – عليه السلام – كاهش بسيار چشمگيرى را نشان مى‏دهد. بنابر اين اگر مى‏خوانيم كه تعداد راويان و اصحاب حضرت جواد – عليه السلام – قريب صد و ده نفر بوده ‏اند  و جمعاً ۲۵۰ حديث از آن حضرت نقل شده ، نبايد تعجب كنيم، زيرا از يك سو، آن حضرت شديداً تحت مراقبت و كنترل سياسى بود و از طرف ديگر، زود به شهادت رسيد و به اتفاق دانشمندان بيش از بيست و پنج سال عمر نكرد!
در عين حال، بايد توجه داشت كه در ميان همين تعداد محدود اصحاب و راويان آن حضرت، چهره‏هاى درخشان و شخصيتهاى برجسته‏اى مانند: على بن مهزيار، احمدبن محمدبن ابى نصر بزنطى، زكريا بن آدم، محمد بن اسماعيل بن بزيع، حسين بن سعيد اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند كه هر كدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى به شمار مى‏رفتند، و برخى داراى تأليفات متعدد بودند.
از طرف ديگر، راويان احاديث امام جواد – عليه السلام – تنها در محدثان شيعه خلاصه نمى‏شوند، بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نيز معارف و حقايقى از اسلام را از آن حضرت نقل كرده‏اند. به عنوان نمونه «خطيب بغدادى» احاديثى با سند خود از آن حضرت نقل كرده است .
همچنين حافظ «عبدالعزيز بن اخضر جنابذى» در كتاب «معالم العترة الطاهرة»  و مؤلفانى نيز مانند: ابوبكر احمد بن ثابت، ابو اسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در كتب تاريخ و تفسير خويش رواياتى از آن حضرت نقل كرده‏ اند .