موسسه اسم اعظم | بزرگترین و معتبرترین فروشگاه ادعیه مستند حرز امام جواد (علیه السلام)

تحقیقی درباب چشم زخم

  آفت چشم زخم
اصل وجود چشم زخم براساس آموزه های وحیانی قطعی است، چنانکه در روایات متعددی آمده: العین حق یعنی وجود چشم زخم حق است و واقعیت دارد. (مستدرک الوسایل، ج ۱، ص ۴۲۲) در تاریخ صدر اسلام نقل شده که گروهی از طایفه بنی اسد به چشم زخم معروف بودند، و در شأن نزول آیه ۵۱ قلم که به آیه و ان یکاد معروف است، بسیاری از مفسران این مطلب را نقل کرده اند (بحارالانوار، ج ۶، ص ۳۹) همچنین حضرت یعقوب(ع) به فرزندان خود سفارش می کند که از درهای مختلف و به صورت پراکنده وارد شهر شوند (تا از چشم زخم در امان باشند) (یوسف- ۶۷) از طرفی تجربه انسانی نیز وجود چنین امری را تأیید می کند، اما آنچه باید بدان توجه داشت جلوگیری از افراط جامعه در این مقوله است که بسیاری از وقایعی که مستند به چشم زخم نیستند به آن نسبت داده می شود. بنابراین نباید هر اتفاقی که رخ می دهد را بدون علت یابی و ریشه یابی علل آن به چشم زخم نسبت داد، آن هم با اشاره به شخص خاصی که چشم زخم دارد. چنین برخوردی زمینه ساز ایجاد فتنه، قطع ارتباط با رحم و سلب اعتماد نسبت به دیگران می شود.
نگاه های اسرارآمیز  چشم زخم و سحر
از انواع دیگر نگاهها می توان به نگاه های اسرارآمیز و فسونگری چون چشم زخم و سحر اشاره کرد که شخص را مسحور می کند و رفتارهایش را تحت تصرف در می آورد و یا نگرش و رفتارش را تغییر می دهد. سحر که همان نشان دادن باطل به صورت حق است. (معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص ۱۳۸) به اشکال گوناگونی انجام می گیرد که یکی از طرق معروف آن سحر از طریق چشم است، چرا که سحر، در اصل، برگرداندن و نشان دادن واقع و حق به صورت خلاف است و این کار از طریق تصرف در دید ظاهری اشخاص یا تأثیر بر فکر و قلب انسانها و یا تصرف در ادراکات صحیح آنان انجام می شود. لذا شخص جادو شده و مسحور، همان چیزی را می بیند یا می اندیشد که ساحر و جادوگر در او تلقین و القاء نموده است. سحر، با توسل جستن به اسباب و وسایل خاصی که در کتابهای مربوط آمده و یا با تردستی و حیله های پنهان از چشمها انجام می گیرد. (التحقیق،ج ۵، التفسیر الکبیر،ج ۳)
گزارش های قرآنی نشان می دهد که سحر به میان گذشتگان بویژه در میان بابلیان (بقره ۱۰۲)، قبطیان (یونس ۷۷ و ۸۱؛ و قصص ۳۶ و ۳۷ و آیات دیگر)، یهودیان (بقره ۱۰۲ و آیات دیگر) و اعراب جاهلی (یونس ۲هود ۷) وجود داشته . خداوند در آیات ۱۱۶تا۱۱۸ اعراف به سحر چشمان و تصرف در افراد از این راه پرداخته: قال القوا فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم و جاءوا بسحر عظیم و اوحینا الی موسی آن الق عصاک فاذا هی تلقف ما یافکون فوقع الحق و بطل ماکانوا یعملون؛ موسی گفت که بیندازید پس زمانی که آن را افکندند، چشمان مردم را جادو کردند و در دل هایشان هراس افکندند و سحری بزرگ آوردند و ما به موسی وحی کردیم که عصایت را بیفکن پس چون افکند، عصا آن چه را بافته بودند بلعید و حق، آشکار و پیروز شد و آن چه کرده بودند باطل شد.
این آیات نشان می دهد که این تصرف در چشمان موجب شد تا مردم هراسان شوند و رفتار و واکنش طبیعی نداشته باشند و آن چه راحق بوده باطل و باطل را حق ببینند. تصرف از طریق چشم چنان است که قوه خیال نیز از کنترل شخص خارج می شود و چیزی را می بیند که ساحر می خواهد: فاذا حبالهم و عصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تعسی؛ ناگهان از جادویی که کردند، چنان در نظرش آمد که آن ریسمانها و عصاها به هر سو می دوند. (طه ۶۶) این تخیل در چشمان و مسحور شدن به گونه ای بود که حضرت موسی (ع) ترسان شد: فی نفسه خیفه موسی؛ موسی خویشتن را ترسان یافت (طه ۶۷) در آیات ۴۴ و پس از آن سوره شعراء نیز این معنا مورد توجه و تاکید قرار گرفته است که سحر، در چشم و تخیل و قلب مردم تصرف می کند و آنان را به سمت و سویی می برد که ساحران می خواهند.
براساس آیه ۱۰۲ بقره نیز این معنا به دست می آید که سحر در میان بابلیان به عنوان یک قدرت شناخته و مورد استفاده بوده . از آن جایی که این مسئله بلای جان جامعه شده بود، خداوند دو فرشته را ماموریت می دهد تا به میان ایشان بروند و روش مبارزه و ابطال سحر را بیاموزانند؛ اما مردم پس از یادگیری، تنها به جنبه منفی سحر رو آوردند که از آن جمله جدایی میان زن و شوهرها بوده است. از این رو خداوند آموزش و یادگیری و یاد دادن سحر و جادو را حرام کرده است؛ زیرا مردم از آن برای تصرفات نادرست بهره می گیرند.برای ابطال سحر می بایست به خداوند پناه برد و از خداوند استمداد گرفت (یونس ۸۱ فلق ۱ و ۴) چرا که انسان با استعاذه به خداوند می تواند هم از شر سحر در امان ماند و هم با مددگیری از خداوند آن را ابطال نماید؛ با استفاده از واژه «اعوذ» که به معنای دوری کردن از شرور از جمله سحر ساحران است انسان قادر به دفع آن است؛ چرا پناه بردن به سوی خدا به معنای توانایی خداوند به دفع این شرور می باشد. (المیزان، ج۲۰، ص ۳۹۲)
چشم زخم، چشم زخم، به معنای آسیبی است که از چشم بد به کسی برسد (فرهنگ فارسی، ج۱، ص ۱۲۹۰) آیات ۵۱ قلم و ۶۷ یوسف بر امکان چنین سحری از طریق نگاه دلالت یا اشاره دارد.  آیات ۵۱ سوره قلم و سوره فلق نیز بیان می کند که کافران در تلاش بودند تا از طریق چشم زخم، آسیبی بر پیامبر(ص) وارد سازند؛ چرا که «زلق» در آیه ۵۱ سوره قلم به معنای لغزیدن و «لیزلقونک بأبصارهم» یعنی تا تو را با چشمانشان آزار برسانند، پس آنان می خواهند با چشم زخم تو را از مقامی که خدا برایت قرار داده بلغزانند. (لسان العرب، ج ۶، ص ۷۰، «زلق»)
برخی گفته اند: آیه و من شر حاسد… شامل عائن هم می شود. عائن کسی است که با چشم به دیگری آسیب می رساند؛ زیرا چشم زخم، نوعی از حسد نفسانی است که هنگام مشاهده چیزی که در نظر شور چشم، زیاد و تعجب برانگیز است، محقق می شود. (المیزان، ج ۲۰، ص ۳۹۳) هر چند که حقیقت مسئله از دیدگاه دانش بشری کاملا مشخص نمی باشد، ولی در توجیه این قدرت روان و روح انسانی نظریه هایی ابراز شده است. از جمله آن نظریه ها این است که بسیاری از دانشمندان معتقدند در برخی از چشم ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته است که کارآیی زیادی دارد و حتی با تمرین و ممارست می توان آن را پرورش داد.
یکی از این نیروها خواب مغناطیسی است که از طریق نیروی مغناطیسی چشم ها انجام می گیرد. نیرو و انرژی ای که از چشم خارج می شود همانند انرژی «اشعه لیزر» است که شعاعی نامریی داشته ولی از نظر تاثیرگذاری نمی توان هیچ سلاح مخرب تری از آن سراغ گرفت. حال پذیرش وجود نیرویی در برخی چشم ها که از طریق امواج به خصوصی در دیگران اثر بگذارد، امر عجیبی نخواهد بود. (تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۴۲۶) روح انسان بر اثر ریاضت ها به درجه ای می رسد که آثاری در جسم بر جای می گذارد، حال این جسم، گاهی اعضای بدن است که شمشیر و سوزن و میخ و آتش در آن اثر نمی کند و گاهی چشم است که می تواند آثاری را بر جای گذارد که چشم زخم از آن جمله باشد.
پس اگرچه مسئله از جهت علمی کاملا روشن نمی باشد، اما جایی برای انکار وجود ندارد و نظریه های علمی نمی تواند خلاف آن را ثابت کند. آیه ۵۱ سوره قلم مراد از آیه، چشم زدن است که نوعی از تاثیرات نفسانی است و دلیل عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق است و روایاتی طبق آن وارد شده، دلیلی ندارد که آن را انکار نموده و بگوییم عقیده خرافی است». (تفسیر المیزان، ج ۱۹) از آیات پیش گفته هم چنین به دست می آید که انسان می تواند با دوری از شور چشمان از زخم چشمی ایشان در امان ماند (یوسف ۶۷)، چنان که راه دیگر مصونیت از چشم زخم و شور چشمان این است که بر خدا توکل نماید (همان) و به ربوبیت خدا پناه برد. این پناه بردن حتی از طریق جاری ساختن استعاذه بر زبان نیز امکان پذیر است. از شان نزول و سوره فلق نیز به دست می آید که می توان با خواندن این سوره از شور چشمان و زخم چشم در امان ماند. این سه راهکار قرآنی می تواند ابطال گر این نوع از سحر یعنی زخم چشم و نگاه شور چشمان باشد. بنابراین، کارهایی مثل شکستن تخم مرغ، عملی خرافی است و نمی توان به عنوان راهکار مشروع و قرآنی و اسلامی پذیرفت. البته در برخی از افراد این توانایی وجود دارد که با ساخت عروسک هایی کنترل دیگری را به دست می گیرند. این افراد با قرار دادن تخم مرغ به عنوان چشم می کوشند تا در چشم حسود و شور چشمان تصرف نمایند و ابطال سحر نمایند.
خبرنامه هفتگی اسم اعظم
خبرنامه هفتگی اسم اعظم
با عضویت در خبرنامه ما، هر هفته یک ایمیل مفید دریافت کنید!
شما هر زمان که بخواهید میتوانید عضویت خودتان را لغو کنید!

چرا نظرتان را نمی‌نویسید؟

مطمئن باشید که نظرات شما بسیار دقیق مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود

از شما متشکریم که با نظراتتان به ما انرژی لازم برای ادامه کار را می دهید

4 + هجده =